خواصشان منسوب به جان آردِرن، جراح بزرگ انگليسي علاوه بر نامهاي فرانسه و ايرلندي، نامهاي فلاندري گياهان را هم ذكر كرده است. وجود تعداد زيادي از واژههاي هلندي ميانه حاكي از تأثير زبان هلندي بر انگليسي است.
مقارن اين زمان زبان هلندي آن قدر رشد كرده بود كه علاوه بر نيازهاي زندگي روزمره براي مقاصد علمي و فلسفي هم به كار رود، ولي هنوز از آگاهي زبانشناختي بيبهره بود. نخستين نشانههاي اين آگاهي را ميتوان در كتابي يافت كه يان فان بوئندال در 1350 تأليف كرد. يان ميگويد دستور زبان به ما ميآموزد تا بهتر حرف بزنيم. ولي تا مدتها بعد از آن هيچ دستور زبان يا واژهنامهاي تأليف نشد.
نخستين كتابهاي لغتومعني متعلق به اوايل صنعت چاپ بود (كلن 1477، زوول 1479، لووَن حدود 1483، آنتورپ 1484، 1494 م). دستورزبانهاي مفصلتر تنها يك قرن بعد پديد آمدند (آنتورپ 1558 و آنتورپ 1573).
در مورد دستور زبان، نخستين آن را مردي از اهالي گنت تأليف كرد به نام ژوس لامبرشت (وفات: حدود 1556) و دومي متعلق به آنتون فان تسستيش بروكسلي (1535 ـ 1585) بود.
هر دو كتاب در عنوان خود بر درستنويسي تأكيد كرده بودند. البته درستنويسي يكي از علل ضابطهبنديهاي دستوري بود. تا وقتي كه انتقال افكار بيشتر شفاهي بود، دستور زبان ممكن بود پيشرفت نكند، ولي همين كه كسي خواست بنويسد و رسمالخط معيني را تثبيت كند، توضيحات دستوري ناگزير ميشود.
در اينجا يك زبانشناس ديگر هلندي را هم ميتوان ذكر كرد و او يان فان گورپ ملقب به بيهمتاست كه با نام لاتينياش گوروپيوس بكانوس معروفتر است (تولد: 1518 در برابان؛ وفات: 1572 در ماستريخت) كه در كتاب
Origines Antverpianae (آنتورپ 1569) مدعي شد هلندي ريشه و مادر همهٴ زبانهاست و لايبنيتز عادت ساختن وجه اشتقاقهاي عجيب و غريب را به نام او
<<goropiser>> ناميد.
11. آلماني
تاريخ نورنبرگ اولمان اشترومر، كه تاجر بود، طبعاً از لحاظ اوزان و مقياسات جالب است. مايعاتي از قبيل شراب و روغن با چليك (خمره، بشكه، پيت...) فروخته ميشد و براي تعيين گنجايش يك چليك آن را از آب پر و در كيلهاي استانده خالي ميكردند. به آساني ميشد مقدار گنجايش آن را بهطور تجربي بهدست آورد. ولي ظاهراً كسي به اين كار فكر نكرده بود. به علاوه ممكن است افرادي ميخواستهاند بدون خالي كردن چليك آن را اندازه بگيرند. اين كار بهوسيلهٴ يك ميل پيمايش انجام ميگرفت. عمق بشكه بهصورت عمودي با ميل اندازهگيري ميشد و